منبع: Welobaمهاجم فرانسوی آرسنال را برای کسب معتبرترین جام باشگاهی دنیا، به مقصد بارسلونا ترک کرد.
فوتبال یک ورزش دسته جمعی است. 11 مرد در دو طرف زمین، و در پایان، "آلمان ها همیشه برنده اند" همانطور که گری لینه کر گفت. ورزش، از زمانی که مرد انگلیسی این کلمات را به زبان آورد، تغییرات بسیاری کرده، اگرچه آلمان ها همچنان جدیدترین قهرمان جام جهانی هستند و بوندس لیگا یکی از بهترین لیگ های جهان محسوب می شود. بازیکنان هر روز بیش از پیش خودخواه می شوند، و تمرکزشان را روی شغلشان، اسپانسرها، پولی که می توانند بدست بیاورند و فالوئرهایی که می توانند در شبکه های اجتماعی جذب کنند، گذاشته اند. تنها موضوع قابل توجه، بردن عناوین است، چه تیمی و چه انفرادی، و مبالغی که بابت کسب آن ها دریافت می شود، و توجه رسانه ها. این نکته، شاید برای نسل لینه کر قابل درک نباشد، اما برای نسل امروز، یک دغدغه معمولی است.
1997/98: نخستین تجربه (موناکو)
در سال 1997، هانری، درست مانند هم تیمی اش، ترزگه، یکی از آینده دار ترین بازیکنان فرانسه محسوب می شد. هر دو بازیکن، دقیقا همزمان بازی خود را در موناکو آغاز کردند. هانری فرصت های بیشتری را در طول فصل نخستش، برای حضور در ترکیب بدست می آورد و کم کم تبدیل به یک بازیکن ثابت می شد، و در برخی بازی های اروپایی نیز، به جای سانی اندرسون، بازی می کرد. بعد از اینکه اندرسون به بارسلونا رفت، جا برای حضور یک مهاجم جدید به صورت ثابت در ترکیب، باز شد. هانری بیست ساله، بسیار با استعداد و آماده برای پیشرفت، تبدیل به یکی از گزینه های اصلی ژان تیگانا برای انتخاب ترکیب شده بود. اما همواره ویکتور ایکپبا به او و ترزگه ترجیح داده می شد. با این وجود، وینگر فرانسوی، 17 بار در ترکیب اصلی قرار گرفت و 11 بار نیز به عنوان یار جانشین وارد زمین شد.
هانری در اولین تجربه اش در لیگ قهرمانان، به نیمه نهایی رقابت ها رسید، و درخشش او جایی بود که در طول حضورش در 9 دیدار این جام، 7 گل به ثمر رساند. دو گل و یک پاس گل در پیروزی 4-0 مقابل لورکوزن در ورزشگاه لویی دوم، یک گل مقابل لیرس بلژیک، دو گل مقابل اسپورتینگ لیسبون، یک گل دیگر مقابل لورکوزن، و آخرین گل او، در یک نیمه نهایی فوق العاده مقابل یوونتوس. موناکو بازی رفت را با حساب 4-1 در دل آلپی به یووه واگذار کرد، تا پیروزی 3-2 بازی برگشت با گلزنی هانری هم، نتواند از حذف آن ها جلوگیری کند. برای اولین حضور در چنین سطح بالایی از فوتبال، این تجربه یک موفقیت محسوب می شد. و هانری را مایل کرد که بار دیگر بیاید و در این سطح فوتبال بازی کند. او یک فصل دیگر در موناکو ماند، اما نتوانست موفقیت های فصل پیشش را تکرار کند. بنابراین برای برداشتن گامی بلند تر، هانری در زمستان 1999 به یوونتوس پیوست. اما با وجود مبلغ بالای انتقالش (11.5 میلیون یورو) و تعداد بازی هایی که به او رسید (20 بازی، 3 گل)، باز هم موفق نبود. او احساس می کرد که توسط رئیس باشگاه یوونتوس، لوسیانو ماجی، مورد احترام واقع نمی شود و همچنین نحوه به کار گیری خودش در زمین را نمی پسندید که در وینگر چپ بود، اما وظایف دفاعی بسیاری داشت. در این نقطه بود که هانری فکر کرد برای رسیدن دوباره به فرم گلزنی اش، و کسب مقام در لیگ قهرمانان، باید پیش کسی برود که او را کشف کرد و به این نقطه رساند: سرمربی سابق موناکو (تا سال 1994)، آرسن ونگر.
2005/06: نقطه عطف
در تابستان 1999، هانری به آرسنال پیوست، دوران جدیدی را به عنوان یک مهاجم نوک آغاز کرد و روزهای وینگر بودنش را به فراموشی سپرد. در لندن، او با حضور هموطنانش، رابرت پیرس و پاتریک ویرا، که با آن ها جام جهانی 1998 را بالای سر برده بود، احساس فوق العاده ای داشت. او به باشگاهی پیوست که برای او ساخته شده بود! جایی که حملاتی برق آسا داشتند و این همان چیزی بود که هانری می توانست در آن بدرخشد. ونگر، که در جریان رشد او در موناکو بود، فکر کرد که استعداد او به عنوان یک مهاجم نوک، می تواند بسیار بهتر بروز کند. با وجود اینکه هنوز جوان بود و ضربات سرش جای کار داشت، سرعت و غریزه گلزنی اش، خیلی زود لیگ برتر را تحت تأثیر خود قرار داد، و شاهزاده، زودتر از آنچه تصور می کرد، پادشاه شد.
هانری و یارانش در آن فصل، موفق شدند به فینال لیگ قهرمانان در پاریس و در ورزشگاه استاد دو فرانس برسند تا در مقابل قدرت تازه به پا خاسته اروپا، بارسا صف آرایی کنند. در آن زمان، آبی و اناری ها از حضور فرانک رایکارد اسطوره ای روی نیمکت خود بهره می بردند که تفکراتش باعث شده بود بارسا قدرت از دست رفته اش را باز یابد و بتواند باز هم چند عنوان در لیگا بدست بیاورد. و البته با بازیکنانی مانند رونالدینیو، دکو، مسی و اتو'و، کاتالان ها به فینال لیگ قهرمانان راه یافتند. در کشور خودش، در مقابل مردمش، و در مقابل خانواده اش، این بهترین و ایده آل ترین فرصت برای هانری بود تا بدرخشد و عنوانی که همیشه رویای رسیدن به آن را داشت، بدست بیاورد. متأسفانه برای او، سرنوشت جور دیگری رقم خورد، و اخراج ینس لمن، اوضاع را به هم ریخت. آرسنال با ده نفر، موفق شد با گل سول کمپل روی پاس تیری هانری، از حریف پیش بیفتد، اما این ساموئل اتو'و بود گل تساوی را برای آبی و اناری ها به ثمر رساند. در نهایت هم جولیانو بلتی، مدافع راست برزیلی بارسا، گل دوم را هم به ثمر رساند تا این تیم یک بار دیگر، بعد از قهرمانی نخستشان در ومبلی، قهرمان اروپا شود. رسیدن به رویا نزدیک بود، اما هانری با یکی از بزرگترین شکست های زندگی اش روبرو شد. در آن لحظه، او فهمید که به چیز بیشتری نیاز دارد، همان قدرت اضافی که باعث پیروزی آبی و اناری ها در فینال شد. بنابراین به کاتالونیا رفت تا بتواند جامی که عاشقش بود را بالای سر ببرد.
2008/09: آنچه لایقش بود!
برای یک فوتبالیست، ترک خانه در بهترین دوران ورزشی اش، و امتحان کردن جایی دیگر، اصلا آسان نیست. هیچ تضمینی وجود ندارد که جواب دهد. اما بالاخره هانری، درست چند ماه پیش از اینکه آرسنال به ورزشگاه جدیدش نقل مکان کند، با مبلغ 24 میلیون یورو، به نیوکمپ آمد. هانری به بارسا آمد تا در کنار بازیکنانی مانند رونالدینیو، دکو، مسی، اتو'و، تورام، پویول و ژاوی قرار بگیرد و رایکارد، از او به عنوان یک گزینه اصلی استفاده می کرد. فصل نخستش در بارسا، خوب بود، اما فوق العاده نبود. البته بارسا هم فرم چندان خوبی نداشت و در لالیگا به جایگاه سوم بسنده کرد، و در جام حذفی و لیگ قهرمانان، در نیمه نهایی از دور رقابت ها کنار رفت؛ و هانری، در تمامی رقابت ها، 47 بازی کرد و 19 گل به ثمر رساند. او تبدیل به یک وزنه خوب برای بارسایی بود که تا مسحور کردن دنیا، فاصله ای نداشت.
این بار هیچکس نمی توانست آن را از او بگیرد، حتی حریف قدیمی اش، منچستر یونایتد. در رم، بازی بسیار حساس به نظر می رسید، و بسیار فوق العاده هم از آب در آمد. اتو'و که در آن فصل غیر قابل توقف به نظر می رسید، تنها ده دقیقه بعد از شروع بازی، گل برتری را برای بارسا به ثمر رساند. سپس حساسیت بازی چند برابر شد، هر دو تیم موقعیت هایی داشتند و برتری نسبی با شاگردان گواردیولا بود و جامی که هر دقیقه به دستان هانری نزدیک و نزدیکتر می شد. یک نابغه دیگر لازم بود تا این وصال را قطعی کند و هانری را به سرزمین رویاها بفرستد. لئو مسی، روی پاس دقیق ژاوی، به هوا پرید، آسمان رم را لمس کرد، و با ضربه ای فوق العاده، دروازه ادوین ون در سار را گشود. و بالاخره رسید. تمامی لحظاتی که او به سختی تلاش کرد، تمامی لحظاتی که او در رویای کسب این عنوان بود، نهایتا به یک پایان خوش رسید. "تیتی" می توانست نهایتا طعم قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را بچشد. چیزی که هر فوتبالیستی بعد از کمی بازی در سطح اول، تمام دوران ورزشی اش را در آرزوی کسب آن به سر می برد. اما برای هانری اینطور نشد. او تصمیم درستی را در زمان درست، گرفت. با این وجود، این شیرینی رسیدن به عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان، یک نکته تلخ در خود داشت: او خیلی دلش می خواست که می توانست قهرمانی را با پیراهن آرسنال جشن بگیرد.
- - , .
برچسب:
نویسنده: مهدی