منبع: توتال بارسابعد از اینکه بارسا، رئال مادرید را در برنابئو نابود کرد، انریکه اینیستا را یک "میراث جهانی" نامید. در آن روز، کاپیتان 31 ساله آبی و اناری ها در حالی زمین را ترک کرد، که توسط همه هواداران مادریدی حاضر در ورزشگاه، ایستاده مورد تشویق قرار گرفت. آن لحظه، اگر نگوییم منحصر بفرد، بسیار خاص بود. بعد از به ثمر رساندن گل قهرمانی جهان در آفریقای جنوبی، اینیستا در اکثر ورزشگاه های اسپانیا با تشویق روبرو می شد، اما آن تشویق، در آن روز، و در برنابئو، مسئله ای کاملا متفاوت بود. اول از همه اینکه، رئال در آن روز بازی ضعیفی ارائه داد، و آن ها کاپیتان بارسا را، مانند یکی از اسطوره های خود، تشویق کردند. همچنین ایستادنِ آن ها روی سکوها در هنگام خروج اینیستا، نشان می داد که او به طور کامل برتری خود را به رئالی ها نشان داده بود. حتی اگر شاگردان بنیتز در آن روز بازی خوبی ارائه می دادند، باز هم نمی توانستند مانع از نمایش بی نقص او شوند. در مهمترین بازی نیم فصل، او بهترین بازیکن زمین بود.
بازیکنان کمی در تاریخ فوتبال وجود دارند که به اندازه اینیستا موفق بوده باشند. به عنوان یک بازیکن با تجربه، او به تیم هایش - چه ملی و چه باشگاهی - در راه کسب هفت قهرمانی لیگ، سه قهرمانی در جام داخلی، چهار قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا، دو یورو و یک جام جهانی، کمک کرده است. در اکثر رقابت ها، او یک مهره کلیدی بود، و در فینال ها، او همیشه نمایشی فوق العاده داشت. این که او بازیکن بازی های بزرگ است، ضمن کلیشه ای بودن، حقیقت هم دارد. در بزرگترین بازی های دوران بازیگری اش، او نمایشی عالی داشته است.
با وجود جایگاه نه چندان ثابتش نسبت به گذشته، با گذشت زمان در طول فصل، اینیستا فرم بهتری پیدا کرد، و در نیمه دوم فصل، نمایش های بسیار خوبی داشت. نمایش هایی که ناخودآگاه ما را به یاد روزهای اوجش در همین چند سال گذشته می انداخت، مانند حرکتش از میانه میدان و پاس گلش به نیمار، در دیدار برگشت دور یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان، مقابل پاریس سنت ژرمن؛ اما به صورت کلی، وضعیت او نشان می داد که اینیستا وارد فاز جدیدی از دوران بازیگری اش شده است. و سپس، بعد یک نمایش عالی دیگر در فینال لیگ قهرمانان در برلین، باشگاه اعلام کرد که قصد خرید آردا توران (29) از اتلتیکو مادرید را دارد؛ در این نقطه، منطقی بود که فکر کنیم عملیاتِ کاهش نقش اینیستا در تیم، به شکل منظمی در حال انجام است.
در مورد بازوبند کاپیتانی، اینیستا بسیار فراتر انتظارها، از پس این مسئله بر آمد. از دیدگاه تجربه، انتخاب اینیستا به عنوان کاپیتان نخست تیم، کاملا به جا و منطقی بود، اما شبهاتی در مورد توانایی او در رهبری تیم وجود داشت. او روی کین یا کارلس پویول نیست. او بر سر هم تیمی ها، بازیکنان حریف و داور، فریاد نمی کشد. او توانایی برانگیخته کردن هیجانات هم تیمی هایش را ندارد، و حداقل با کلمات، نمی تواند الهام بخش باشد. اساسا او زیاد حرف نمی زند. صورت او به همان اندازه ای در مقابل اتفاقات اطرافش حالات مختلف به خود می گیرد، که پس از جدا شدن روح از بدنش، خواهد گرفت.
دُن آندرس اما، کاپیتان بسیار خوبی، حداقل از نقطه نظر هواداران بوده است. یک ویژگی مشترکی که او با بازیکنانی مانند روی کین و کارلس پویول دارد، نترس بودن اوست. پپ گواردیولا او را به دلیل توانایی اش برای کنترل بازی در زمان هایی که شرایط بسیار آشفته است ستایش می کند؛ به دلیل توانایی اش در متوقف کردن، و فکر کردن. از گواردیولا در کتاب پپ؛ محرمانه نقل شده است: «زمانی که اینیستا صاحب توپ می شد، مانند این بود که زمان ایستاده است و او همه گزینه های ممکن را تحلیل می کند». این نکته نیازمند مقدار قابل توجهی ثبات، و شجاعت است. برای اینیستا، هیچ فضایی برای انجام حرکاتش کوچک نیست و هیچ زمانی برای رفع یک مشکل، کوتاه نیست. او اینجاست تا همه راه حل های ممکن را امتحان کند، و اینجاست تا همه موقعیت ها را زیر پا بگذارد، اهمیتی ندارد که آن فضا یا موقعیت، تا چه حد کوچک یا تاریک است.
این روحیه، در همه بازیکنان این تیم وجود دارد و تنها مختص اینیستا نیست. بوسکتس، مسی، سوارز؛ همه این شجاعت را دارند، اما برای اینیستا، این مسئله بیشتر ذهنی است تا فیزیکی. او هیچگاه بی رحمی ای که مسی در بازی خود دارد، را نداشته است، و همواره حریفان را با رفتن به جایی که آن ها نیستند، جا می گذارد. مسی مانند یک صاعقه می دود و از هر چیزی که سر راهش وجود دارد می گذرد، در حالتی که اینیستا مانند یک گربه می دود، کوچک، لاغر اندام، و پر جرأت.
در این زمان است که من به صحبت های انریکه که او را میراثی برای همه دنیا خواند، فکر می کنم. او چنین جمله ای در مورد اینیستا به کار برد: «اینیستا تنها اسطوره بارسلونا نیست». او از معدود بازیکنانی است که مفاهیمی مانند "تیم" و "ملیت" را ارتقا بخشید. هیچ بازیکنی به اندازه او در بین همه هواداران فوتبال، مورد احترام نیست. او دقیقا به همان اندازه ای که گابریل گارسیا مارکز تنها برای کلمبیا نیست، تنها برای بارسا یا اسپانیا نیست. هنر او، چیزی فراتر از ناسیونالیسم است.
کار او تمام نشده! چیزهای بیشتری برای دیدن و چیزهای بیشتری برای ترسیدن در مورد او وجود دارد. به طرز معجزه آسایی، او حتی شانس این را دارد که عناوین بیشتری به افتخارات خود اضافه کند. زمان برای هیچکس، حتی برای استاد توقف منتظر نمی ماند، اما نیازی به عجله هم نیست.
- - , .
برچسب:
نویسنده: مهدی