ابوذر شاه امیریمرگ، واژهای آشنا برای همه ما، واژهای که با شنیدنش حرفهای زیادی در ذهنمنان نمایان میشود، کلی سوال، که احتمالا با هم فرق دارند؛ ولی قطعا یک وجه اشتراک بین آنها وجود دارد، اینکه یک روز همه خواهیم مرد. معروفترین و بزرگترین آدمهای جهان هم روزی به پایان زندگیشان میرسند و در تابوتهای سرد و بیروح، زیر خروارها خاک مدفون میشوند و چیزی جز یک اسم و چند تصویر از آنها باقی نخواهد ماند. اما بیشک مرگ پایان زندگی نیست و این یادها و خاطرهها هستند که در ذهنها باقی میمانند. اینها واقعیتهای زندگیاند.

بله 6-2، نتیجهای که شاید در آن زمان و در برابر چنین تیمی عادی جلوه میکرد، اما بعدها وقتی در دوم ماه می2009 پپ و تیتو با حساب 6-2 رئال مادرید را در سانتیاگو برنابئو خُرد کردند، این اعداد و ارقام دیگر عادی نبودند و به نمادی برای به رخ کشیدن قدرت تبدیل شدند.
تیتو در سال 1990 به دیگر تیم ایالت کاتالان یعنی فیگوئرس پیوست، دو سال در این باشگاه حضور داشت و به همراه دیگر بازیکنان به تیم کمک کرد تا رده سوم لیگ دسته دو اسپانیا را تصاحب کند. اما در دیدار پلی آف در مجموع با حساب 3-1 نتیجه را به کادیز واگذار کردند و از راهیابی به دسته اول بازماندند. بعد از آن به سلتا رفت و در سه فصل حضور فقط 26 بار پیراهن این تیم را به تن کرد و یک گل هم به ثمر رساند.
باداخوز، مایورکا، لیدا دیگرهای تیمهای او بودند که در هرکدام یک سال عضویت داشت. در زمان حضورش در لیدا در سال 1998 در چهارچوپ رقابتهای جام کاتالانیا با تیم سابقش بارسلونا روبرو شد، نکته قابل توجه این بود که هدایت بارسلونا را نه لوییز فن خال، بلکه ژوزه مورینیو پرتغالی در این تورنومنت برعهده داشت. تیتو در آن بازی یک گل زد و به اولین بازیکنی بدل گشت که در برابر تیمی به رهبری مورینیو گلزنی میکند. به تعبیری دیگر خوزه مورینیو اولین گل دوران مربیگریاش را از تیتو دریافت کرده بود.
او سرانجام بعد از دوفصل حضور در الچه در سال 2000 به خرامنت رفت و در 2002 برای همیشه کفشهایش را آویخت. آمار گویای این بود که او در عرصه فوتبال زیاد موفقیتی بدست نیاورد؛ 14 سال در مستطیل سبز توپ زد، در 8 تیم مختلف حضور داشت و در مجموع 305 بازی، تنها 26 گل به ثمر رساند، اما او تصمیم داشت موفقیت را به گونهای دیگر معنا کند، بدون اینکه از فوتبال دور شود.
او مربیگری حرفهای را از سال 2003 با سرمربیگری در تیم پالافراگل در لیگ دسته چهارم اسپانیا شروع کرد و در همان سال هم با این تیم به دسته پایینتر سقوط کردند. پس از آن که مدیر فنی تیم تراسا شد، به عنوان کمک مربی زیر نظر پپ گواردیولا انتخاب گردید تا سکان هدایت بارسای ب را به دست بگیرند، تیمی که درآن مقطع در دسته چهارم اسپانیا حضور داشت. بارسا موفق شد زیر نظر پپ و تیتو به دسته سوم راه پیدا کند. این موفقیت سبب شد که در تابستان 2008 خوان لاپورتا مدیر وقت باشگاه بارسلونا دست به ریسکی بزرگ بزند و از بین مایکل لاردوپ، ژوزه مورینیو و گواردیولا، پپ را به عنوان سرمربی تیم اصلی انتخاب کند. تیتو هم همراه دوست قدیمی راهی نیوکمپ شد و جای دو هلندی یعنی فرانك رایکارد و یوهان نیسکنس را گرفتند.

تاثیر بیانکار تیتو در بازگشت بلوگرانا به روزهای شکوهش به چشم نمیآمد، حتی وقتی بعد از 4 سال 14 جام از 18 جام ممکن را فتح کردند، کمتر کسی از نقش او در این موفقیت حرف میزد، انگار این قانون نانوشته فوتبال بود، که کمک مربیها انگار نیستند و همه چیز به نام مربیها تمام میشود، اما کسب این همه افتخار کارنامه و میراث موفقی برای مردی بود که در سایه نقش کلیدی برعهده داشت.


بارسا تحت نظر تیتو از آغاز فصل با قدرت ظاهر شد، طوری که در نیم فصل اول و تا پایان هفته نوزدهم، لالیگا قهرمان خودش را شناخته بود. در آن مقطع اختلاف تیم بارسا با تیم دوم یعنی رئال مادرید به عدد 15 رسیده بود. این شروع امیدوار کننده خیلی زود به یاس تبدیل شد، 19 سپتامبر 2012 باشگاه بارسلونا اعلام کرد که تیتو ویلانوا برای بار دوم مبتلا به سرطان غده پاروتید شده است؛ یک روز بعد یعنی در 20 سپتامبر، تیتو در آمریکا تحت عمل جراحی قرار گرفت و به مدت 6 هفته دردهای سخت ناشی از شیمی درمانی و پرتو درمانی را تحمل کرد و در این مدت دستیارش جوردی رورا سکان هدایت بارسا را به دست گرفته بود.
در نبود تیتو بازیکنان عزمشان را جزم کرده و متحدتر از گذشته شده بودند و وقتی در 12 مارس 2013 در نیوکمپ با 4 گل میلان را لِه کردند و به نیمه نهایی رسیدند، به راحتی میشد این اتحاد را دید. در اواخر ماه مارس تیتو به نیمکت بازگشت اما او مثل سابق نبود؛ نحیف و شکسته و کم حرفتر از قبل. او جنگید و تسلیم نشد و در پایان فصل با ركورد تاریخی 100 امتیاز بارسا را فاتح لالیگا کرد، رکوردی که تنها دو مربی در لالیگا به ثبت رساندهاند؛ او و مورینیو.

او سرانجام بعد از مدتها به نیوکمپ باز گشته بود، ال کلاسیکوی 26 اکتبر 2013 قصهای متفاوت با دیگر ال کلاسیکوها داشت، نیوکمپ جای سوزن انداختن نبود و در میان تشویق کر کننده هواداران، دوربینهای تلویزیونی تصاویر مردی نحیف، لاغر و خمیده را نشان میدادند که کلاهی را بر سر گذاشته و در جایگاه ویژه نشسته بود که شاید اگر گزارشگر اسم او را نمیگفت، نمیتوانستیم بفهمیم که او کیست است؛ آری او تیتو بود.
هنگامی که بازیکنان از راهرو نیوکمپ پشت سر اندیانو ماینکو به زمین میآمدند، هواداران بارسلونا در اقدامی برنامه ریزی شده 98 هزار تکه از یک پازل را بالا بردند و عبارت «فورزا تیتو» را به عشق مربی سابقشان شکل دادند. بارسا آن دربی خاطره انگیز را برد و شب با شکوه تیتو را تکمیل کرد.


روحت شاد، تیتوی ابدی...
برچسب:
نویسنده: مهدی